
فرهاد نیلی در سخنرانی خود به بررسی وضعیت اقتصادی ایران و اهمیت مدیریت انتظارات پس از مذاکرات میپردازد. او به دو راهیهای موجود در اقتصاد ایران اشاره کرده و تأکید میکند که گشایش اقتصادی به تنهایی کافی نیست و نیاز به اصلاحات و توانمندسازی دولت دارد. همچنین، او به تأثیرات احتمالی توافقات بر نرخ ارز، تورم و رشد اقتصادی اشاره میکند و بر لزوم مدیریت انتظارات جامعه تأکید میکند.
سلام عرض میکنم خدمت حضار محترم. متأسفم که این وقت شب خدمت شما میرسم و متأسفترم که بین شام و شما فاصله میاندازم. امیدوارم با کوتاه کردن صحبت خودم رنجو کمتر کنم.
من داشتم فکر میکردم به این عنوان ماراتون در مهر چند سال پیش. من خودم یه تجربه صعود و پایین رفتن داشتم. از علموت ما صعود کردیم، از خط و رأس البرز گذشتیم و رفتیم به ۳۰۰. یک مسیر دو روز و یک شبه رو طی کردیم. وقتی میرفتیم پایین، شاید ۳ ساعت تو ابر بودیم و هیچ جا رو نمیدیدیم. فقط بلد به ما میگفت قدم به قدم چگونه بریم. وقتی تو ابر بودیم، راه رفتن تو مهر سرعت ما رو کم میکرد و ما رو خسته میکرد. اما بلد داشتیم و راه هم معلوم بود و بنابراین راهو پیدا کردیم و آخر کار رسیدیم.
به نظرم قصه ما الان فقط این نیست که داریم تو مهراه میریم. قصه ما اینه که داریم در مهراه میریم اما یه دو راهی سر راه ما هست که ممکنه از او دو راهی عبور کنیم و متوجه نباشیم. بنابراین قصه ما اینه که ما الان به سان رانندهای هستیم که به اندازه ۱۰ کیلومتر بیشتر بنزین نداره و پمپ بنزین همین حدود است. اما ممکنه از پمپ بنزین عبور کنیم و پمپ بنزین بعدی ۱۰۰ کیلومتر طرفتره.
مسئله ما الان اینه که هیچ زمانی فکر نکنم اقتصاد ایران انقدر بر سر دو راهی قرار گرفته باشه. سوالاتی که امروز مطرح میشه اینه که آیا بالاخره ما به توافق میرسیم؟ اگر توافق باشیم، وضع اقتصاد چی میشه؟ آیا نرخ ارز میافته؟ آیا رشد اقتصادی خیز میگیره؟ آیا تورم مهار میشه؟
اگر مذاکرات شکست بخوره، چه فرجامی در انتظار ماست؟ آیا نرخ ارز میپره بالا؟ آیا رشد اقتصادی میافته؟ تورم اوج میگیره؟ نرخ بهره از مرز ۵۰ میگذره؟
نگرانی ما به خاطر اینه که مستربیم، به خاطر اینه که ملتهبیم، به خاطر اینه که سردرگمیم. بنابراین داریم شرطبندی میکنیم روی سناریوهای مختلف و خیلی نگران سناریوهای دیگر هستیم.
من میخوام راجع به گشایش صحبت بکنم. به نظرم گشایش خیلی مهمه و ممکنه یک پارادایم شیفت بزرگ باشه. اما واقعاً تنها عامل تعیین کننده نیست. اگر گشایش اتفاق بیفته اما اصلاحات اتفاق نیفته، این درخت وقت میوهای به ما نخواهد داد.
اگر دولت ما توانمند نباشه، حاکمیت توانمند نباشه، نمیتونه از سر از ظرفیت این استفاده کنه. اگر مردم این همه در واقع دست و بالشون بسته شده، بخش خصوصی این همه در مزیقه قرار گرفته، نتونه توانمند بشه.
من میخوام این چهار تا رو توضیح بدم در قالب چهار تا متغیر حالت. هر کدوم اینا میتونه صفر باشه یا میتونه یک باشه. ما در واقع سر دو راهی قرار گرفتیم. دو راهی اصلی ما اینه که ما قفل شدیم روی متغیر اولی در حالی که متغیرهای بعدی هم خیلی مهمه.
فرض کنیم گشایش اتفاق بیفته. فرض کنیم توافق کنیم و آمریکا همه تحریمهای مالی رو از رو ما برداره. چه اتفاقی میافته؟ صدها میلیارد دلار میاد تو ایران. اما آیا بانکهای ما میتونن با بانکهای خارجی کار کنن؟ آیا استانداردهای حسابرسی ما مناسب هست؟
اگر نتونیم همزمان با این اصلاحات مالی رو انجام بدیم، نمیتونیم هیچ کاری بکنیم. حالا فرض کنیم که این کارو انجام دادیم اما اگر دولت ما توانمند نباشه، نتونه از این حاصل استفاده کنه، در این صورت چه میشه؟
مدیریت انتظارات بعد از توافق در حالی که اینا رو انجام ندادیم، جامعه رو دچار مشکل میکنه. انتظار افزایش حقوقها، انتظار افت نرخ ارز، انتظاری که صندوقهای بازنشستگی بتونن درست عمل کنن، انتظاری که دیگه قطعی برق نداشته باشه، همه اینها میتونه به بحران منجر بشه.
ما در یک وضعیت پیچیده قرار داریم. اگر گشایش اتفاق بیفته، اگر توانمندسازی درست بشه و اگر اصلاحات اتفاق بیفته، میتوانیم به رشد اقتصادی امیدوار باشیم. اما اگر اینها محقق نشه، انتظارات مردم قابل پاسخگویی نخواهد بود و وضعیت اقتصادی بدتر خواهد شد.
بنابراین ما احتیاج داریم هم در واقع این درک مشترک رو از این موضوع داشته باشیم و هم اینکه بتوانیم مدیریت انتظارات رو بکنیم.
ممنون از صبر و حوصله شما.
Paste a YouTube link and let Magica create the key takeaways.
Summarize another video